Homeعلمیکتانی میخی بهترین خرید عید من بود
خانه کتانی میخی بهترین خرید عید من بود
۲۷
مهر
کتانی میخی بهترین خرید عید من بود
  • نوشته شده توسط admin mashghtandorosti
  • بدون دیدگاه
  • علمی
  • ATO-13830915-339066

*بسیاری از خانواده‌ها دوست دارند که فرزندشان فوتبالیست شود و تصورشان این است که فوتبالیست شدن آسان است.
اصلاً این‌طور نیست.من یادم نمی‌رود که هرروز از کرج  می‌آمدیم میدان آزادی و از آنجا با یک دستگاه مینی بوس به زمین تمرینی در نزدیکی بهشت زهرا می‌رفتیم. مثل الان هم نبود که بچه‌ها هرچه خواستند پدر و مادر در اختیارشان قرار دهند.وقتی هم به خانه برمی گشتیم، از خستگی زیاد توان غذا خوردن نداشتیم. فوتبالیست شدن یا قهرمان شدن در هررشته ورزشی در درجه‌ی اول ذاتی است.امکان ندارد شما بدون داشتن استعداد در آن رشته موفقیتی کسب کنید. شاید من علاقه زیادی به پیانو داشته باشم. اما آیا فقط این علاقه کافی است؟آیا نباید استعدادش را هم داشته باشم؟شک نکنید اگر بدون استعداد پشت این ساز بنشینم غیر از اینکه صدایش دیگران را آزار دهد چیز دیگری ندارد.فوتبالیست شدن هم همینطور است وخیلی زحمت دارد.
*علی کریمی برای رسیدن به این همه افتخار ورزشی چقدر سختی کشید؟
من اگر به قول شما در فوتبال به جایی رسیدم همه را لطف خدا می دانم. خدا را شکر که با توکل به او و تلاشم توانستم به هر آنچه می خواستم برسم .اما سختی هم زیاد کشیدم.البته پدر و مادرم هم خیلی برای من زحمت کشیدند، با این حال مشکلاتی هم بود که اگر عنوان کنم شاید خیلی‌ها باورشان نشود.

*اگر امکان دارد یک نمونه اش را بگویید.
در نوجوانی بعضی وقت ها حسرت داشتن یک کتانی را داشتم .شاید باور نکنید من یک‌بار برای عید می‌خواستم کفش بگیرم.فقط هم پول یک کفش را داشتم.به خاطر همین گفتم، برایم یک کتانی میخی بخرند که با آن هم به میهمانی بروم، هم فوتبال بازی کنم. تازه خیلی هم خوشحال بودم که یک کتانی میخی داشتم.
*اما موضوع مهمی که می توان تاثیرش را در موفقیت های متوالی و درازمدت ورزشکاران دید داشتن زندگی سالم است.این که مراقب تغذیه و استراحت شان باشند که حفظ آن در یک پروسه زمانی ۱۵-۲۰ ساله بسیار سخت است که شما در این مسیر موفق بودید.
واقعیت این است که زندگی ورزشی و
حرفه ای فوتبالیست های ایرانی با
فوتبالیست های مطرح دنیا متفاوت است.به هرحال ما تا زمانی که بازی می کنیم باید مراقب خیلی مسائل باشیم که یکی از مهمترین آن ها تغذیه است.باید پروتئین و کالری به اندازه کافی دریافت کنیم.حالا بعضی ها در زمان بازی کردن‌‌شان این مسئله را رعایت می‌کنند اما بعد از بازنشستگی بلافاصله آن را به فراموشی می‌سپارند. از آنجا که غذای اکثر ما ایرانی ها با برنج همراه است خیلی زود این تغییر ظاهری خودش را نشان می دهد.در شرایط عادی هم اگر هر شخصی کالری زیادی دریافت کند اما تحرکی نداشته باشد اضافه وزن می‌آورد.اما فوتبالیست های خارجی این طور نیستند.

*چطور؟
آن ها مثل ما برنج نمی خورند یا اگر در وعده غذایی شان برنج بخورند در حد ۵-۴ قاشق است. آن ها بیشتر سبزیجات مصرف می کنند و مدل غذای شان برخلاف ما خیلی چرب نیست و از این بابت با ما خیلی فرق می‌کند.

*در دوران بازیگری این برنامه غذایی را چطور رعایت می کردید؟
ما چون زمان زیادی را در اردو، بازی ها و مسابقات بودیم طبق برنامه غذایی دکتر تیم کار می کردیم.این که چقدر به پروتئین یا کربوهیدرات نیاز داریم.چون مدل صرف غذا در خانه با اردوها کاملا متفاوت است و آنجا نمی توان هر طور که دوست داشت غذا خورد.یا گوشت سفید مثل مرغ بود، یا گوشت قرمز مثل استیک و حتی اسپاگتی. البته خیلی کم دیده می شد که بعضی ها از غذای اردو خوششان نیاید در این موقع از بیرون سفارش فست فود یا ساندویچ می‌دادند البته پنهانی و دور از چشم مربی تیم چون اگر به گوش مربی می رسید حتما آن بازیکن جریمه می شد.
بعضی از ورزشکاران بعد از دوران حرفه‌ای‌شان سراغ ورزش های سبک‌تر مثل پیاده روی می روند تا دچار اضافه نشوند. البته بعضی ها هم می گویند حالا که ورزش حرفه ای مان تمام شده می‌توانیم با خیال راحت غذا بخوریم و چون یک پروسه زمانی ۲-۳ ساله طول می کشد تا دچار اضافه وزن شوند خیلی متوجه اش نمی شوند.اما آن هایی که سراغ پیاده روی می روند دلیل دارد چون همه آمادگی لازم برای انجام همان تمرینات را ندارند.اگرچه فکر می کنم روزانه حداقل نیم ساعت دویدن خیلی ضروری است.البته این چیزی است که من از دکترها شنیدم. ضمن این که تعدادی از ورزشکاران هم چون بلافاصله بعد از پایان دوران بازی کردن‌شان به حرفه مربیگری روی می‌آورند زمان کافی و مفید برای ورزش کردن دارند.درواقع نباید اجازه دهیم که فاصله زیادی میان آغاز بازنشستگی و شروع تمرینات روزانه به وجود آید.

*شما اگر به گذشته برگردید همین مسیری را که آمدید طی می کنید. یعنی ازدواج به موقع و تشکیل زندگی دادن و…
من چون از مسیری که آمدم رضایت کامل دارم بدون شک همین مسیر را طی می کردم.

*شما سال ها در خارج از کشور بازی کردید.آنجا برنامه های غذایی متمایزی داشتید؟
برنامه متمایزی که تصور کنید خیلی متفاوت بود نه. اما شاید نوع پخت شان فرق می کرد.با توجه به شناختی که از بازیکن و شرایط جسمانی اش داشتند میزان پروتئین، کربوهیدرات و فیبر مصرفی روزانه مشخص بود و باید هر روز مصرف می‌کردیم. مثلا زمانی که در بایرن بازی می کردم ما آشپز خودمان را داشتیم که نه فقط برای بازی های خارج از مونیخ بلکه حتی برای بازی های لیگ قهرمانان اروپا هم کنار تیم بود.درواقع زودتر به هتل محل استقرار تیم می رفت و همان مدل غذا را باکیفیت خوب برای تیم مهیا می کرد.این مسئله چند ویژگی مهم داشت اول این که ما می‌دانستیم هر وعده غذایی مان چیست و از همه مهمتر این که طعم غذا هم برای مان آشنا بود.خیلی وقت ها شده که تیم برای انجام بازی به خارج کشور می رود و یکی از مسائلی که بچه ها را آزار می داد کیفیت غذایی آنجا بود. چون ما به طعم و غذای‌ آنجا عادت نداشتیم.شاید بعضی‌ها معتقد باشند که این مسئله نمی تواند خیلی تاثیرگذار باشد اما واقعیت این است که بسیار موثر بود.چون اگر غذا کیفیت لازم را داشته باشد به لحاظ روحی هم بر ورزشکار یا آن بازیکن تاثیرمی‌گذارد. ما این حساسیت را زمانی که در شالکه بودم نداشتیم چون به هرحال بایرن شرایط خاص خودش را داشت.

*در زمان تعطیلات هم برنامه‌ی غذایی مشخصی داشتید؟
صددرصد.قبل از تعطیلی وزن مان را اعلام می کردیم و بعد از تعطیلات و در اولین جلسه تمرین باید دوباره خودمان را وزن می کردیم تا مشخص شود پرخوری نکرده باشیم.

*می توان این طور نتیجه گیری کرد که اگر از ابتدا به صحیح غذا خوردن و به اندازه غذاخوردن عادت کنیم در دوران بازنشستگی هم به مشکل نمی خوریم؟
این روش خوبی است اما همانطور که گفتم ذائقه ما ایرانی ها فرق می کند.یک روز هوس می کنیم صبحانه کله پاچه بخوریم، ناهار هوس آبگوشت می کنیم و حتی قبل از شام هم باید عصرانه نان و پنیر و هندوانه را بخوریم.به خاطرهمین می گویم حجم غذایی که ما می خوریم متفاوت با خیلی از کشورهای دیگر است.البته آن ها شاید وعده‌های غذایی شان بیشتر از ما باشد اما مقدارش خیلی کمتر است.اما فراموش نکنیم بعضی از بهترین فوتبالیست‌های جهان به طور ژنتیکی استعداد چاقی دارند.از مارادونا گرفته که در زمان بازی اش هم چاق بود تا رونالدو برزیلی و….

*صحبت پایانی.
در عصری زندگی می کنیم که علم پزشکی و تغذیه روز به روز در حال پیشرفت است و ورزشکاران می توانند با بهره گیری از بهترین روش و متد برای داشتن زندگی سالم ورزشی استفاده کنند.همان طورهم که شما گفتید بدون داشتن زندگی سالم نمی‌توان سال های زیادی در یک رشته ورزشی قهرمانی دوام آورد.

642451365-ehemalige-fc-bayern-profi-ali-karimi-setzt-sich-in-seinem-heimatland-iran-dafuer-ein-dass-geltende-stadionverbot-fuer-fraue-g76WIyC4Kef

کریمی: در عصری زندگیمی کنیم که علم پزشکی  روز به روز در حال پیشرفت است و ورزشکاران می توانند با بهره گیری از بهترین روش و متد برای داشتن زندگی سالم ورزشی استفاده کنند

*بسیاری از خانواده‌ها دوست دارند که فرزندشان فوتبالیست شود و تصورشان این است که فوتبالیست شدن آسان است.
اصلاً این‌طور نیست.من یادم نمی‌رود که هرروز از کرج  می‌آمدیم میدان آزادی و از آنجا با یک دستگاه مینی بوس به زمین تمرینی در نزدیکی بهشت زهرا می‌رفتیم. مثل الان هم نبود که بچه‌ها هرچه خواستند پدر و مادر در اختیارشان قرار دهند.وقتی هم به خانه برمی گشتیم، از خستگی زیاد توان غذا خوردن نداشتیم. فوتبالیست شدن یا قهرمان شدن در هررشته ورزشی در درجه‌ی اول ذاتی است.امکان ندارد شما بدون داشتن استعداد در آن رشته موفقیتی کسب کنید. شاید من علاقه زیادی به پیانو داشته باشم. اما آیا فقط این علاقه کافی است؟آیا نباید استعدادش را هم داشته باشم؟شک نکنید اگر بدون استعداد پشت این ساز بنشینم غیر از اینکه صدایش دیگران را آزار دهد چیز دیگری ندارد.فوتبالیست شدن هم همینطور است وخیلی زحمت دارد.
*علی کریمی برای رسیدن به این همه افتخار ورزشی چقدر سختی کشید؟
من اگر به قول شما در فوتبال به جایی رسیدم همه را لطف خدا می دانم. خدا را شکر که با توکل به او و تلاشم توانستم به هر آنچه می خواستم برسم .اما سختی هم زیاد کشیدم.البته پدر و مادرم هم خیلی برای من زحمت کشیدند، با این حال مشکلاتی هم بود که اگر عنوان کنم شاید خیلی‌ها باورشان نشود.

*اگر امکان دارد یک نمونه اش را بگویید.
در نوجوانی بعضی وقت ها حسرت داشتن یک کتانی را داشتم .شاید باور نکنید من یک‌بار برای عید می‌خواستم کفش بگیرم.فقط هم پول یک کفش را داشتم.به خاطر همین گفتم، برایم یک کتانی میخی بخرند که با آن هم به میهمانی بروم، هم فوتبال بازی کنم. تازه خیلی هم خوشحال بودم که یک کتانی میخی داشتم.
*اما موضوع مهمی که می توان تاثیرش را در موفقیت های متوالی و درازمدت ورزشکاران دید داشتن زندگی سالم است.این که مراقب تغذیه و استراحت شان باشند که حفظ آن در یک پروسه زمانی ۱۵-۲۰ ساله بسیار سخت است که شما در این مسیر موفق بودید.
واقعیت این است که زندگی ورزشی و
حرفه ای فوتبالیست های ایرانی با
فوتبالیست های مطرح دنیا متفاوت است.به هرحال ما تا زمانی که بازی می کنیم باید مراقب خیلی مسائل باشیم که یکی از مهمترین آن ها تغذیه است.باید پروتئین و کالری به اندازه کافی دریافت کنیم.حالا بعضی ها در زمان بازی کردن‌‌شان این مسئله را رعایت می‌کنند اما بعد از بازنشستگی بلافاصله آن را به فراموشی می‌سپارند. از آنجا که غذای اکثر ما ایرانی ها با برنج همراه است خیلی زود این تغییر ظاهری خودش را نشان می دهد.در شرایط عادی هم اگر هر شخصی کالری زیادی دریافت کند اما تحرکی نداشته باشد اضافه وزن می‌آورد.اما فوتبالیست های خارجی این طور نیستند.

*چطور؟
آن ها مثل ما برنج نمی خورند یا اگر در وعده غذایی شان برنج بخورند در حد ۵-۴ قاشق است. آن ها بیشتر سبزیجات مصرف می کنند و مدل غذای شان برخلاف ما خیلی چرب نیست و از این بابت با ما خیلی فرق می‌کند.

*در دوران بازیگری این برنامه غذایی را چطور رعایت می کردید؟
ما چون زمان زیادی را در اردو، بازی ها و مسابقات بودیم طبق برنامه غذایی دکتر تیم کار می کردیم.این که چقدر به پروتئین یا کربوهیدرات نیاز داریم.چون مدل صرف غذا در خانه با اردوها کاملا متفاوت است و آنجا نمی توان هر طور که دوست داشت غذا خورد.یا گوشت سفید مثل مرغ بود، یا گوشت قرمز مثل استیک و حتی اسپاگتی. البته خیلی کم دیده می شد که بعضی ها از غذای اردو خوششان نیاید در این موقع از بیرون سفارش فست فود یا ساندویچ می‌دادند البته پنهانی و دور از چشم مربی تیم چون اگر به گوش مربی می رسید حتما آن بازیکن جریمه می شد.
بعضی از ورزشکاران بعد از دوران حرفه‌ای‌شان سراغ ورزش های سبک‌تر مثل پیاده روی می روند تا دچار اضافه نشوند. البته بعضی ها هم می گویند حالا که ورزش حرفه ای مان تمام شده می‌توانیم با خیال راحت غذا بخوریم و چون یک پروسه زمانی ۲-۳ ساله طول می کشد تا دچار اضافه وزن شوند خیلی متوجه اش نمی شوند.اما آن هایی که سراغ پیاده روی می روند دلیل دارد چون همه آمادگی لازم برای انجام همان تمرینات را ندارند.اگرچه فکر می کنم روزانه حداقل نیم ساعت دویدن خیلی ضروری است.البته این چیزی است که من از دکترها شنیدم. ضمن این که تعدادی از ورزشکاران هم چون بلافاصله بعد از پایان دوران بازی کردن‌شان به حرفه مربیگری روی می‌آورند زمان کافی و مفید برای ورزش کردن دارند.درواقع نباید اجازه دهیم که فاصله زیادی میان آغاز بازنشستگی و شروع تمرینات روزانه به وجود آید.

*شما اگر به گذشته برگردید همین مسیری را که آمدید طی می کنید. یعنی ازدواج به موقع و تشکیل زندگی دادن و…
من چون از مسیری که آمدم رضایت کامل دارم بدون شک همین مسیر را طی می کردم.

*شما سال ها در خارج از کشور بازی کردید.آنجا برنامه های غذایی متمایزی داشتید؟
برنامه متمایزی که تصور کنید خیلی متفاوت بود نه. اما شاید نوع پخت شان فرق می کرد.با توجه به شناختی که از بازیکن و شرایط جسمانی اش داشتند میزان پروتئین، کربوهیدرات و فیبر مصرفی روزانه مشخص بود و باید هر روز مصرف می‌کردیم. مثلا زمانی که در بایرن بازی می کردم ما آشپز خودمان را داشتیم که نه فقط برای بازی های خارج از مونیخ بلکه حتی برای بازی های لیگ قهرمانان اروپا هم کنار تیم بود.درواقع زودتر به هتل محل استقرار تیم می رفت و همان مدل غذا را باکیفیت خوب برای تیم مهیا می کرد.این مسئله چند ویژگی مهم داشت اول این که ما می‌دانستیم هر وعده غذایی مان چیست و از همه مهمتر این که طعم غذا هم برای مان آشنا بود.خیلی وقت ها شده که تیم برای انجام بازی به خارج کشور می رود و یکی از مسائلی که بچه ها را آزار می داد کیفیت غذایی آنجا بود. چون ما به طعم و غذای‌ آنجا عادت نداشتیم.شاید بعضی‌ها معتقد باشند که این مسئله نمی تواند خیلی تاثیرگذار باشد اما واقعیت این است که بسیار موثر بود.چون اگر غذا کیفیت لازم را داشته باشد به لحاظ روحی هم بر ورزشکار یا آن بازیکن تاثیرمی‌گذارد. ما این حساسیت را زمانی که در شالکه بودم نداشتیم چون به هرحال بایرن شرایط خاص خودش را داشت.

*در زمان تعطیلات هم برنامه‌ی غذایی مشخصی داشتید؟
صددرصد.قبل از تعطیلی وزن مان را اعلام می کردیم و بعد از تعطیلات و در اولین جلسه تمرین باید دوباره خودمان را وزن می کردیم تا مشخص شود پرخوری نکرده باشیم.

*می توان این طور نتیجه گیری کرد که اگر از ابتدا به صحیح غذا خوردن و به اندازه غذاخوردن عادت کنیم در دوران بازنشستگی هم به مشکل نمی خوریم؟
این روش خوبی است اما همانطور که گفتم ذائقه ما ایرانی ها فرق می کند.یک روز هوس می کنیم صبحانه کله پاچه بخوریم، ناهار هوس آبگوشت می کنیم و حتی قبل از شام هم باید عصرانه نان و پنیر و هندوانه را بخوریم.به خاطرهمین می گویم حجم غذایی که ما می خوریم متفاوت با خیلی از کشورهای دیگر است.البته آن ها شاید وعده‌های غذایی شان بیشتر از ما باشد اما مقدارش خیلی کمتر است.اما فراموش نکنیم بعضی از بهترین فوتبالیست‌های جهان به طور ژنتیکی استعداد چاقی دارند.از مارادونا گرفته که در زمان بازی اش هم چاق بود تا رونالدو برزیلی و….

*صحبت پایانی.
در عصری زندگی می کنیم که علم پزشکی و تغذیه روز به روز در حال پیشرفت است و ورزشکاران می توانند با بهره گیری از بهترین روش و متد برای داشتن زندگی سالم ورزشی استفاده کنند.همان طورهم که شما گفتید بدون داشتن زندگی سالم نمی‌توان سال های زیادی در یک رشته ورزشی قهرمانی دوام آورد.

ATO-13831008-347756

ubhm3h5jpr8d9np29uc3

 

 


    مطالب مرتبط
    نظر دهید

    نظر دهید